داستان این فیلم داستان فاتح سینگ یک افسر سابق عملیات ویژه را روایت می کند که پس از ترک خدمت زندگی آرامی به عنوان ناظر یک مزرعه لبنیاتی در پنجاب دارد این آرامش زمانی به هم می ریزد که دختری روستایی به نام نمرت کور قربانی یک سندیکای جرایم سایبری به رهبری رضا و ساتیا پراکاش می شود فاتح با همکاری خوشی شارما یک هکر اخلاق گرا تلاش می کند تا نمرت را نجات داده و این سندیکای جنایی را نابود کند .
مامور پلیس نیک اوبراین در حال تعقیب دونی ویلسون است که به اروپا فرار کرده و درگیر یک گروه خطرناک از سارقان الماس به نام مافیای پلنگ شده است آن ها در حال برنامه ریزی یک سرقت عظیم از بزرگترین مرکز بورس الماس جهان هستند .
داستان مجموعه ای از سرقت های بانکی که آرامش شمال غربی پسیفیک را به هم می زند در این بین ، یک مامور فدرال منزوی فکر می کند که این سرقت ها تنها یک دزدی ساده نیستند و کار گروهی سازماندهی شده از تروریست های محلی خطرناک هست .
در سال 1961 باب دیلن 19 ساله و ناشناخته ، با گیتار خود به شهر نیویورک می رسد و با نمادهای موسیقی در اوج رابطه برقرار می کند که در اجرای نو آورانه ای که در سراسر جهان طنین انداز می شود به اوج می رسد .
ساتیا ورما ، افسر پلیس ارشد ، پس از تهدید خانواده اش ، هویت جدیدی به نام جان دسوزا انتخاب می کند و به همراه دخترش به کرالا نقل مکان می کند او زندگی ساده ای بهعنوان صاحب یک نانوایی آغاز می کند و با معلم دخترش ، تارا آشنا می شود با این حال ، گذشته ساتیا او را رها نمی کند و دشمنان قدیمی اش ، به رهبری سیاستمدار فاسد بابار شر ، او را پیدا می کنند و زندگی او و دخترش را تهدید می کنند .
داستان در دهه 1950 در ایالت کرالا جریان دارد جایی که خانواده قدرتمند آدات بر تجارت طلا و سایر کسب و کارهای تاثیرگذار حکم رانی می کنند جورج پیتر پدرسالار این خانواده مارکو را به فرزند خواندگی پذیرفته و او را برای امنیت بیشتر به ایتالیا می فرستد پس از قتل برادر مارکو ویکتور به دست راسل آیزاک دشمن قسم خورده خانواده مارکو به کرالا باز می گردد تا انتقام بگیرد .
رافیکی ، میمون دوست داشتنی ، افسانه موفاسا را برای فرزند سیمبا تعریف می کند این داستان با نگاهی به گذشته ، موفاسا را به عنوان یک توله یتیم ، گمشده و تنها معرفی می کند که با شیری دلسوز به نام تاکا ، وارث یک سلسله پادشاهی ، آشنا می شود .