جای ویردان سینگ و میرا پاندیت در لندن با یکدیگر آشنا شده عاشق هم شده و یکدیگر را به خانواده هایشان معرفی می کنند اما پس از مدت کمی از هم جدا شده و میرا به هندوستان باز می گردد و جای به آمریکا می رود دوست جای سعی می کند او را متقاعد کند تا به دنبال عشقش برود اما . . .
در طول جنگ جهانی دوم در فرانسه ی تحت اشغالِ نازی ها نقشه ی ترور رهبر نازی ها توسط گروهی از سربازان یهودی ایالات متحده با نقشه ی صاحبان یک سالن تئاتر همزمان می شود .
هشت کاندید برگزیده به آخرین مرحله مصاحبه شغلی برای استخدام در یک شرکت قدر و مرموز راه پیدا کردهاند بعد از ورود به یک اتاق بدون پنجره یک رابط به آن ها هشتاد دقیقه فرصت می دهد به یک سوال ساده پاسخ دهند او سه قانون برای آن ها تعیین می کند که در صورت نقض آن ها رد صلاحیت خواهند شد : آن ها نباید با او یا دربان مسلح صحبت کنند باید برگه هایشان را سالم نگه دارند و اتاق را ترک نکنند او ثانیه شمار را فعال کرده و می رود ماجرا از جایی شروع می شود که متقاضیان به برگه هایشان نگاه می کنند و در میابند که برگه ها کاملا خالی هستند . . .
هری پاتر در سال ششم هاگوارتز تحصیل میکند او کتاب معجون سازی دست دومی را پیدا می کند که صاحب قبلی آن شخصی به نام شاهزاده دورگه است هری برای اولین بار کلاسهای خصوصی با دامبلدور دارد که در آنها به مرور و بازبینی خاطرات لرد ولدمورت می پردازند . . .
در موج بزرگی از خلاف در دهه 1930 میلادی نیروی فدرال سعی دارند تا گانگسترهای بدنامی را به نام های جان دلینجر ، نلسون صورت بچه و فلوید پسر خوشگله را دستگیرکنند اما . . .
سام ویتوسکی اکنون اتوبوت ها را به حال خود رها کرده و تصمیم گرفته یک زندگی معمولی داشته باشد اما زمانی که ذهنش با علائم مرموزی پر می شود دسپتیکون ها به دنبال او می افتند و او بار دیگر به نبرد تبدیل شوندگان باز می گردد .
جرج کمدینی موفق است که متوجه می شود دچار نوعی نارسایی خونی است و کمتر از یک سال برای زندگی وقت دارد آیرا کمدینی است که تلاش می کند شخصیت خود را بدست آورد یک شب این دو در کلابی با هم کار کرده و جرج متوجه او می شود او آیرا را استخدام می کند تا به عنوان دوست و دستیار شخصی اش شود اما . . .