دختر جوانی از یک خانواده با سابقه ی سیاسی به پست مهمی در کمیساری هند دست پیدا می کند ولی متوجه می شود داشتن جانش توسط افرادی فاسد تهدید می شود و حالا باید از خودش محافظت کند .
مردی که به جرم دو قتل به زندان می افتد پس از سال ها از زندان آزاد می شود و عشق دوران جوانی اش را ملاقات می کند ولی دقیق مشخص نیست که او چه کسی را به قتل رسانده بود آن هم درست زمانی که تازه عاشق شده بود .
یک قاتل زنجیره ای خطرناک به نام کوپر معروف به قصاب که به همراه دخترش در یک کنسرت شرکت می کند اما به زودی کوپر متوجه می شود که در مرکز یک اتفاق تاریک و شوم قرار گرفته و این کنسرت در واقع تله ای است که پلیس برای دستگیری او قرار داده .
مردی جوان به نام ادموند دانتس که هدف یک توطئه شوم قرار گرفته و در روز عروسی اش به خاطر جنایتی که مرتکب نشده دستگیر می شود او پس از تحمل 14 سال زندان در یک جزیره سرانجام موفق به فرار می شود حال ادموند ثروت قابل توجهی به دست آورده و با پوشیدن لباس مبدل با عنوان کنت مونت کریستو به فرانسه باز می گردد تا انتقام خود را از سه مردی که به او خیانت کردهاند بگیرد .
در سال 3102 قبل از میلاد،پس از جنگ کوروکشترا ، آشواتاما تلاش می کند تا کودک متولد نشده آوتار را با فراخوانی برهماشیراسترا به قتل برساند به خاطر این عمل کریشنا او را نفرین می کند تا به عنوان یک جاودانه در زمین سرگردان شود و گوهر الهی نیز از او گرفته می شود او فقط زمانی به رستگاری می رسد که از آخرین آواتار ویشنو ( کالکی ) محافظت کند .
در آمریکای 1960 میلادی آلیس و سلین همسایگانی هستند که پسرانی هم سن و زندگی شبیه به هم دارند اما تعادل این دو زندگی به ظاهر بی نقض با یک تراژدی به هم می خورد و احساس گناه و سوظن دو مادر را فرا می گیرد تا اینکه . . .