یک مامور اف بی آی در زمان سفر کرده و به گذشته باز می گردد تا جلوی به قتل رسیدن یک زن را بگیرد و از طرفی در طول این ماموریت نیز عاشق همین زن می شود . . .
تلاش هزار ساله ی مردی برای نجات زندگی زنی که دوست دارد ، در هيئت يک فاتح اسپانيايی قرن شانزدهمی يک دانشمند در زمان حال و يک فضانورد در قرن بيست و ششم .
داستان درباره پنگوئن های امپراطور در قطب جنوب است مامبل یکی از این پنگوئن هاست که با بقیه فرق دارد او بر عکس بقیه پنگوئن ها نمی تواند آواز بخواند و این باعث می شود که توسط بقیه پنگوئن ها طرد شود .
اولین داستان جیمز باند ماموریتی بود به مقصد ماداگاسکار که در این ماموریت او در پی یک تروریست به نام مولاکاست همه چیز بر طبق برنامه پیش نمی رود و باند برای اینکه بتواند به مخفی گاه تروریستها نفوذ کند تصمیم میگیرد که موضوع را بدون دخالت M16 بررسی کند . . .
در اواخر قرن نوزدهم در لندن رابرت انجیر همسرش جولیا و آلفرد بوردن به عنوان دستیاران یک شعبده باز با هم کار می کنند جولیا بر اثر یک تصادف در حین اجرا جان می دهد و رابرت آلفرد را بخاطر مرگ همسرش سرزنش می کند و رابطه دوستانه بین آن ها جایش را به دشمنی می دهد بعد از مدتی هر دو شعبده باز هایی مشهور و رقبایی سرسخت برای یکدیگر می شوند و در اجرای یکدیگر خرابکاری می کنند وقتی آلفرد یک حقه ناب را روی صحنه اجرا می کند رابرت غرق در تلاش برای فاش کردن راز رقیبش می شود و این کار او عواقب غم انگیزی را به دنبال دارد .
بورات و تهيه کننده ی وفادارش عظمت را وزارت فرهنگ و اطلاعات قزاقستان به آمريکا می فرستد تا درک بهتری از فرهنگ آمريکايی پيدا کنند و يافته های خود را برای هم وطنان خود به ارمغان بياورند . . .
متخصص اطفال الکساندر بک همسر خود مارگات بک را از دست می دهد او 8 سال قبل به طرز وحشیانه ای به قتل رسیده بود و الکساندر مضنون اصلی پلیس بود وقتی دو جسد نزدیک جایی که مارگات انداخته شده بود پیدا شد پلیس دوباره پرونده را باز کرد و الکساندر مضنون اصلی شد ماجرا وقتی پیچیده شد که او ایمیلی دریافت کرد که نشان می داد مارگات زنده است . . .