چن چن به دنبال مرگ مرموز استادش به چین باز می گردد در آنجا او با ژاپنی های نژاد پرستی مواجه می شود و بر خلاف دوستانش در مقابل ظلم آن ها ساکت نمی ماند و با بهره گیری از تخصصش در هنرهای رزمی در مورد مرگ استادش تحقیق می کند . . .
هیات سولاریس یک پایگاه بر روی سیاره ای که نشانه هایی از حیات هوشمند در آن دیده شده برپا کرده اند اما جزئیات آن مبهم و راز آلود است پس از مرگ مشکوک یکی از سه دانشمند ساکن در پایگاه شخصیت اصلی داستان به جای او فرستاده می شود .
جیمز باند با پی گیری ماجرای قاچاق الماس در می یابد که دشمن دیرین بلوفلد می خواهد با الماس لیزر غول آسایی بسازد و پس از فرستادن آن به فضا شهر واشینگتن را نشانه بگیرد .
آلکس جوان ناهنجار و ضد اجتماعی است که رهبری گروهی از جوانان مانند خود را بر عهده دارد او انواع جنایات را مرتکب می شود و در این بین به خاطر یک مورد قتل دستگیر می شود و به زندان ( مرکزی برای درمان خلافکاران ) فرستاده می شود تا در آنجا روش های درمانی جدید روی او آزمایش شود اما همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود . . .
مردی به شهری وارد می شود که برادرش در آنجا کلانتر است اما برادرش در حقیقت سارقی است که پای کلانتر را شکسته و او را به قصد مرگ رها کرده است آنها علیه یک بارون محلی با هم متحد می شوند .
جیمز باند جان زنی را که در حال غرق شدن در دریا است نجات می دهد اما این اتفاق موجب می شود تا بزرگترین گروه از خلافکاران اروپا در مقابل او قرار بگیرند . . .
داستانی حماسی در مورد یک غریبه ی مرموز با ساز دهنی است که به جمع نیروهایی که برای حمایت از یک بیوه ی زیبای بدنام که جانش توسط یک قاتل بی رحم که در راه آهن کار می کند به خطر افتاده است می پیوندد .
آدم های میمونی با لمس یک مکعب مستطیل شکل یک پارچه سیاه رنگ ارتقای هوشی پیدا می کنند و چهار میلیون سال بعد جسم مشابه ای در کره ی ماه یافت می شود که سیگنال هایی را در جهت سیاره ی مشتری منتشر می کند .
لوک جکسن به جرم شکستن دستگاه های پارکومتر در یکی از شهرهای کوچک جنوب آمریکا به دو سال حبس با اعمال شاقه محکوم می شود او در زندان ابتدا به دلیل خونسردی بیش از حدش مورد نفرت درگلاین زندانی گردن کلفت قرار می گیرد اما خیلی زود حس احترام درگلاین را جلب می کند و با هم اقدام به فرار می کنند .