توهمات و الهامات مختلفی که در ذهن یک مرد وجود دارند در واقع خاطرات وی از زندگی های گذشته اش هستند او متوجه می شود که هنوز استعداد ها و توانایی های سابقش را دارا است .
داستان فیلم درباره ی صاحب یک خواربار فروشی است که در مورد بستن مغازه اش و بازنشسته شدن در جمهوری دومینیکن بعد از به ارث رسیدن مال قابل توجهی به او احساسات متناقضی دارد . . .
این فیلم با الهام از وقایع واقعی داستان قهرمانانه کماندوهای NSG را روایت می کند که هنگام حمله تروریست ها به معبدی در گجرات برای نجات افراد بی گناه وارد عمل می شوند .
فیلم در مورد پدری بسیار آرام است که در حومه شهر زندگی می کند نام این شخصیت هاچ است فردی کاملا معمولی که البته خشمی شدید در درون خود نهفته دارد ناگهان روزی که دو دزد به خانه وی می آیند این خشم فرو خورده فوران می کند و داستانی بی رحمانه شروع می شود و راه خونینی باز می شود که در نهایت وی را مجبور به . . .
زندگی یک پلیس در حالی که او مجبور به انجام یک سری جنایات می شود قبل از اینکه یک بمب گذار انتحاری یک مدرسه را منفجر کند به هرج و مرج کشیده می شود همان طور که او در برابر زمان مسابقه می دهد با شیطانی روبرو می شود که . . .
زمانی که توطئه خطرناکی که با گذشته ی ناتاشا رومانوف یا همان بیوهی سیاه در ارتباط است رخ می دهد قسمت های تاریک وجودش شروع به خود نمایی می کنند و ناتاشا باید با گذشته اش به عنوان یک جاسوس و روابط نا سرانجامی که قبل از تبدیل شدن به یک انتقام جو داشته رو به رو شود .
به عنوان بخشی از نقشه انتقام زنی به دست شوهرش با طناب بسته شده است او که قادر به باز کردن گره ی طناب ها نیست باید تمام تلاشش را بکند تا زنده بماند اما . . .