فضانورد آمریکایی سروان چاک بیکر ماموریت فضایی خود را برای فرود آمدن روی سیاره ی 51 آغاز می کند او به عنوان اولین انسان پا روی آن سیاره می گذراد اما در کمال تعجب در آنجا با موجودات سبز رنگ فضایی روبرو می شود موجوداتی که زندگی آرام و راحتی دارند و تنها مشکل و ترس آنها حمله ی سایر موجودات فضایی به آنها . . .
بعد از حادثه ای که بلا را تا پای مرگ می کشاند ادوارد او را ترک می کند در نبود ادوارد بلا درگیر یک رابطه فراطبیعی دیگر می شود این بار با گرگینه ای به نام جیکاب بلک .
کلاید شلتون یک انسان معمولی و خانواده دوست است از همان صحنه ی آغازین فیلم درمی یابیم که کلاید به ویژه عشق فراوانی به دخترش دارد سپس ضربه ای به در می خورد دولات ولگرد وارد خانه می شوند و به همسر ودختر کوچولوی کلاید تجاوز می کنند و نهایتا آنها را به قتل می رسانند کلاید که براثر اصابت ضربه ی چوب بیسبال برسرش قادر به انجام هیچ واکنشی نیست صحنه ی قتل را می بیند و برای همیشه چهره های متجاوزین را در خاطر می سپارد کلاید به نحو قابل درکی خواهان اجرای عدالت و مجازات قاتلین است اما نظام قانونی ضوابط خاص خودش را دارد و باعث می شود که . . .
آقای فاکس به همراه همسر و فرزندانش در دامنه یک تپه در همسایگی خانواده های گورکن خز و خرگوش زندگی می کنند فاکس هر شب به مزرعه یکی از سه مزرعه دار پایین تپه دست برد می زند تا اینکه کشاورزها به نام های باگیس ، بانس و بین تصمیم می گیرند به کمک هم روباه را به دام بیاندازند . . .
داستان با یک فاجعه جهانی آغاز می شود که دنیا را به روزهای پایانی آن می رساند و در این بین یک محقق رهبری گروهی را برای مقابله با فاجعه به عهده می گیرد .
فیلم بر اساس اتفاقات واقعی است که در سال 1960 در شهری در ایالت آلاسکا اتفاق می افتد و به علت نوع خاص اتفاقات پلیس و FBI آن را مسکوت و بایگانی کرده اند در آن سال ها گزارشاتی مبنی بر ربوده شدن انسان ها ارسال می شد در سال 72 یک دکتر روانشانس به بررسی اتفاقات پرداخت اما بررسی ها و تحقیقات او انتشار پیدا نکرد تا اینکه خود دکتر تایلر در سال 2002 مطالب را بازگو و افشا کرد ماجرا از این قرار بود که در شهر نوم افراد محلی نوعی ارتباط روحی با بیگانه ها و فضایی ها برقرار می کردند که انواع مختلفی داشت نوع اول دیدن بود نوع دوم به جا ماندن مدارک و شواهد بود نوع سوم برقراری ارتباط با بیگانه ها تماس یا برخورد مستقیم بود و در ارتباط نوع چهارم انسان ها توسط بیگانه ها ربوده می شدند . . .
اِبنیزر اِسکروج سال نو را با بدخلقی شروع میکند و نسبت به خواهر زاده و منشی وفادارش بسیار بدرفتار است شب عید روح همکار سابقش به سراغش میآید و به او هشدار میدهد که دست از سنگدلی بردارد اما . . .
این فیلم داستان زندگی مارگریت شانل ( ملقب به کوکو شانل ) را روایت می کند کوکو شانل یکی از بزرگترین وزنه های دنیای مد فرانسه بود و در فیلم زندگی او را پیش از اینکه به شهرت و ثروت برسد می بینیم .