شش نفر در نقطه ای دور افتاده از جنگل های غربی ویرجینیا راهشان را گم می کنند و طولی نمی کشد که مورد حمله آدم خور های جنگلی با چهره های نا مطلوب قرار می گیرند . . .
یک دلقک ماهی به نام مارلین در مورد پسرش نمو زیادی حساس است او پسرش را در اقیانوس گم میکند و در پی آن با کمک ماهی به نام دوری به جستجوی نمو میپردازد به تدریج و پس از یافتن نیمو او متوجه میشود که نباید آنقدر مته به خشخاش بگذارد . . .
بروس نولان خبرنگاري تلويزيونی در يکی از آن روزهای پر از بدبياری اش از کوره در می رود و به خداوند به خاطر آن که روزگارش را چنين پر مصيبت ساخته گله می کند اما در کمال شگفتی خداوند بر او ظاهر می شود و اين فرصت را در اختيارش گذاشته می شود که دريابد خداوند چه مسئوليت های عظيمی به عهده دارد . . .
یک زن که در حال فرار از دست گروهی از اوباش است با اجتماع کوچکی در کولورادو مواجه می شود و با پیشنهاد آنها برای انجام کارگری و وارد شدن به این اجتماع موافقت می کند اما طولی نمی کشد که متوجه هزینه واقعی حمایت آنها می شود .
نئو و رهبران شورش تخمین می زنند که حدود 72 ساعت تا حمله 250 هزار ماشین به صهیون وقت دارند در همین زمان نئو باید تصمیم بگیرد که چگونه ترینیتی را از سرنوشت تاریکی که در رویا برایش دیده نجات دهد .
کره جنوبی ، سال 1986 برای دومین بار جسد یک زن با دست و پای بسته و در حالی که مورد تجاوز قرار گرفته پیدا می شود دو کارآگاه پلیس محلی خشن و خیره سر مامور رسیدگی به این پرونده شده و بدون هیچ ترفند خاصی تنها با شکنجه و بازجویی مظنونین در کارشان جلو می روند تا اینکه یک کارآگاه حرفه ای از سئول می آید تا به آن دو در تحقیقات کمک کند بعد از پیدا شدن سومین جسد زن آن ها سرنخ هایی از این قاتل سریالی بدست می آورد که . . .
زمانی که سرهنگ ویلیام استریکر افسری که ضد جهش یافته هاست پروفسور ایکس را می رباید و به آکادمی حمله می کند گروه ایکس-من برای متوقف کردنِ او باید با دشمن دیرینه ی خود یعنی مگنیتو متحد شوند .
در شبی بارانی عده ای برحسب اتفاقاتی غیر مترقبه که بهم مروبط است به یک متل پناه می آورند اکنون 11 نفر در متل حضور دارند یک بازیگر زن و محافظش یک پلیس و زندانی اش یک دختر بدکاره یک خانواده ی سه نفره یک زوج حوان و صاحب هتل با کشته شدن یکی از آنان اوضاع بهم می ریزد در مدتی کوتاه نفر دومی کشته می شود قاتل نشانه هایی برای آنها می گذارد او برای هر جسد شماره ای می گذارد نفر اول 10 نفر دوم 9 و این به معنای کشته شدن 8 نفر دیگر است و اینکه قاتل همان نفر یازدهم است . . .
ديو بازنيک تاجر خونسرد و آرامی است که پس از يک سلسله سوء تفاهم های غريب محکوم می شود که يک دوره ی روان درمانی مهار کردن خشم را بگذراند ديری نگذشته که ديو خود را با دکتر بادی رايدل روان درمان گری معروف رو دررو می بيند . . .