جانی انگلیش که یک کارمند جزیی در سازمان جاسوسی انگلیس است پس از اینکه تمام جاسوسان تحت امر سازمان در یک سانحه انفجار کشته می شوند وظیفه تازه ای به او محول می شود این مامور دست و پا چلفتی باید وظایف یک جاسوس تمام عیار سازمان را بر عهده بگیرد و در اولین ماموریتش باید توطئه های فردی فرانسوی به اسم پاسکال سواج را که جواهرات سلطنتی را به سرقت برده و مقاصد سوئی در سر دارد را خنثی کند اما . . .
داستان فیلم در مورد یک مامور پلیس به اسم وتر است او در مرزهای جنوبی امریکا بدنبال یکی از بزرگترین و بی رحم ترین قاچاقچیان مواد مخدر است به اسم لوکرو است وتر عاقبت موفق می شود او را دستگیر کند و لوکرو به حبس ابد محکوم می شود اما قسم می خورد که روزی از وتر انتقام بگیرد . . .
طی یکی از تمرین های نظامی معمولی در پاناما توفانی در می گیرد و چهارتن از افراد سرگرد نیتان وست رهبر یک گروه کاماندویی ویژه ی آمریکایی می میرند و خودش نیز ظاهرا ناپدید می شود برای کشف واقعیت این ماجرا از مامور تحقیق دادستانی تام هاردی کمک خواسته می شود و او پس از بررسی اعلام می کند که هر چهار سرباز به قتل رسیده اند و وست نیز به تلافی کشته شده است . . .
ان یک مادر 23 ساله سخت کوشی است که دو دختر و شوهری بیکار دارد و مادری که زندگی خود را شکست خورده میبیند و پدر زندانی که ده سال است او را ندیده است او شب ها به عنوان نظافت چی در یک دانشگاه کار می کند او هیچ انگیزهای ندارد بعد از بررسی های پزشکی و تشخیص سرطان آندومتر . . .
ستوان واترز فرمانده تیم ویژه ای است که افرادش را به جنگل های نیجریه می برد تا دکتر لنا کندرکس را آزاد کند اما آن ها در می یابند که کندرکس تنها در صورتی همراهشان می آید که 70 پناهنده دیگر را نیز نجات دهند .
یک دزد جواهرات قیمتی بعد از اینکه یک مجموعه از الماس های سیاه را می دزدد دخترش را می ربایند زیرا آن الماس ها فراتر از چیزی که به نظر می آیند هستند . . .
دیوید گیل استاد دانشگاه هاروارد از مخالفان اجرای حکم اعدام در ایالت تگزاس آمریکا است او برای اینکه ثابت کند بعضی از محکومین به اعدام بی گناه اعدام می شوند با دوستش کنستانت نقشه ای طرح می کند که . . .
متئو نوجوان آمريکايی در آستانه آغاز وقايع قيام دانشجويی کارگری مه 1698 در پاريس با دختری به نام ايزابل و برادر دوقلويش تئو آشنا می شود دوستی غريب آن ها با عشق بازی با ايزابل در غيبت والدين آن ها در آپارتمانشان وارد مرحله جديدی می شود و سه نوجوان هنگامی که با فريادهای تظاهرکنندگان کمونيست روبرو می شوند شب هنگام از خانه خارج می شوند تا به مقابله با پليس بپردازند . . .
مت مرداک فردی نابینا است که سال ها قبل زمانی که سعی می کرده جان یک پیرمرد را از تصادف با یک کامیون نجات دهد این اتفاق برای او افتاده است پرتو های رادیو اکتیو منشتر شده از مواد شیمیایی داخل کامیون باعث این امر شده اما در عوض مت توانایی های ویژه ای پیدا کرده است اکنون او به عنوان یک مشاور حقوقی در نیویورک زندگی می کند اما زمانی که پدرش به قتل می رسد او از قدرت و توانایی هایش برای مبارزه با تبهکاران استفاده می کند بنابراین در روز او از بی گناهان دفاع می کند و در شب تبه کاران را مجازات می نماید .
میچ ، فرانک و بیان سه دوستی هستند که در مواجهه با زندگی واقعی و شخصی خود از خواب و خیال بیدار می شوند بنابراین پیشنهاد می دهد که آنها دوره های شبانه خود را در منزل جدید میچ در یک کمپ دانشجویی برپا کنند تا بدین وسیله به روزهای شیرین خود باز گردند .