زک سیلر پسر جذاب دبیرستانی است که با یکی از هم کلاسی هایش شرط می بندد که می تواند دختری نخبه و نه چندان زیبا به نام لانی باگز را به ملکه جشن رقص تبدیل کند مشکل از جایی آغاز می شود که زک به لانی دل می بندد . . .
جکی سرپرستی دو بچه اش را به عهده دارد شوهر سابقش لوک که یکشنبه ها بچه ها را پیش خودش می برد با زنی به نام ایزابل عکاس درجه یک مد زندگی می کند اما از آن جایی که لوک همیشه به دلایل کاری ناچار به سفر کردن است زحمت آماده کردن بچه ها برای رفتن به مدرسه ( وقتی خانه ی پدرشان هستند ) به عهده ی ایزابل می افتد و او هم زنی نیست که این کار را بلد باشد زندگی به همین منوال می گذرد تا این که جکی متوجه می شود به سرطان مبتلا شده است .
در جریان جنگ جهانی دوم زمانی که اولین درگیری عظیم نظامی آمریکا در جزیره گوادالکانال در اقیانوس آرام با ارتش ژاپن در حال انجام شدن است برای پایان بخشیدن به این نبرد ارتش آمریکا تصمیم می گیرد با تمام قوا و تجهیزات آخرین مقاومت ژاپنی ها را در هم بشکند زیرا این جزیره تاثیر زیادی بر روی پیشرفت ارتش آمریکا دارد در این بین یک گروه از سربازان به اسم گروه چارلی به رهبری کلنل گوردون تال با شجاعت بسیاری مبارزه می کنند این سربازان هر یک برای هدف خاصی می جنگند : برخی برای کسب افتخار ، برخی برای دموکراسی و بعضی نیز تنها برای زنده ماندن .
جک فولی که حرفه ای ترین و موفق ترین سارق بانک در تاریخ کشور بوده و در دو دهه اخیر بیشترین سرقت ها را از بانک ها انجام داده است موفق می شود با کمک بهترین دوست و دستیارش که بودی نام دارد از زندان بگریزد اما در طول فرار از زندان او یک مامور زن اف بی آی به اسم کارن را نیز به عنوان گروگان می گیرد .
رابرت کلیتن دین پدری مهربان همسری وفادار و وکیل دادگستری به فروشگاه می رود تا برای همسرش هدیه ای بخرد اما خودش نمی داند که در ساک خریدش نواری ویدئویی انداخته اند که قتل اخیر سناتوری آمریکایی را به دست توماس رنولدز یکی از مأموران فاسد و رده بالای سازمان امنیت آن کشور نشان می دهد دیری نمی گذرد که رنولدز به تعقیب دین می پردازد تا نوار را به چنگ آورد . . .
پس از حملات تروریستی به نیویورک رئیس جمهور حکومت نظامی اعلام می کند و ویلیام دورو ژنرال فاشیست وارد عمل می شود و تانک هایش را به بروکلین می فرستد . . .
ویلیام پریش مردی است بسیار ثروتمند و ذی نفوذ که یک امپراتوری چند رسانه ای جهانی را سرپرستی می کند او یک شب علایم سکته ی قلبی را درخود احساس می کند و مردی اسرار آمیز و بیگانه به نام جو بلک که در اصل ملک الموت است به دیدار او می آید . . .