جان دوو قاتلی است که تصمیم گرفته است هفت نفر را که نماد هفت گناه کبیره هستند به قتل برساند هدف او از این کار هشدار دادن به انسانهایی است که غرق در گناه روز خود را به شب می رسانند مسئول پرونده این قتل ها دیوید میلز است کاراگاه جوانی که تازه به نیویورک منتقل شده است میلز با همکاری کاراگاه سامرست که در شرف بازنشستگی است قدم به قدم دوو را تعقیب می کنند اما حوادثی رخ می دهد که شرایط را تغییر می دهد تغییری اساسی . . .
یک قاتل سرخورده قصد انجام آخرین کار خود را دارد اما ابتدا باید بر عواطف همکار خود غلبه کند او که تصور می کند درگیر این احساسات شدن خطرناک است برای خود به دنبال جایگزین می گردد .
داستان فیلم به صورت موازی و فلش بک بین گذشته و زمان حال می گذرد پنج خلافکار حرفه ای به نام های دین کیتون ( یک رستوران دار که در گذشته پلیس بوده ولی اخراج شده ) وربال کیتز ( یک چلاغ حقیر ) تاد هاکنی ( یک تعمیرکار اتومبیل ) مک منیس و فنستر به صورت یک باند جنایی دور هم جمع می شوند و جنایات متعددی انجام می دهند که در یکی از این جنایات . . .
داستان در مورد مردی به نام پاول است که به تازگی از جنگ برگشته و در یک اتوبوس میان راه با زنی جوان آشنا می شود که از دانشگاهش به خانه پدری باز می گردد . . .
مرکز تکنولوژی های نظامی یک واقعیت مجازی خطرناک را که از شخصیت 150 قاتل سریالی تشکیل شده به وجود می آورد اما یکی از آن قاتلان موفق می شود به دنیای واقعی وارد شود . . .
کيسي رايبک هم راه با برادرزاده اش سارا براي گذراندن تعطيلات سوار قطاري مي شوند که در مسير خود از دنور به لس آنجلس ، از راکي ماونتينز مي گذرد اما تراويس دين قطار را به گروگان مي گيرد و براي تحت کنترل گرفتن يکي از سلاح هاي فوق سري دولت قطار را تبديل به مقر فرماندهي خود مي کند .
آینده ای دور مگاسیتی یک منطقه ای است عظیم و نا امن که آن را قاضی درد با کمک چند دستیار اداره می کند یکی از جانیان محلی ریکو که قبلا درد او را به زندان انداخته فرار می کند و با هیئتی شبیه به درد دو نفر را به قتل می رساند به این ترتیب درد محاکمه و به زندان ابد محکوم می شود .