داستان فیلم به صورت موازی و فلش بک بین گذشته و زمان حال می گذرد پنج خلافکار حرفه ای به نام های دین کیتون ( یک رستوران دار که در گذشته پلیس بوده ولی اخراج شده ) وربال کیتز ( یک چلاغ حقیر ) تاد هاکنی ( یک تعمیرکار اتومبیل ) مک منیس و فنستر به صورت یک باند جنایی دور هم جمع می شوند و جنایات متعددی انجام می دهند که در یکی از این جنایات . . .
داستان در مورد مردی به نام پاول است که به تازگی از جنگ برگشته و در یک اتوبوس میان راه با زنی جوان آشنا می شود که از دانشگاهش به خانه پدری باز می گردد . . .
مرکز تکنولوژی های نظامی یک واقعیت مجازی خطرناک را که از شخصیت 150 قاتل سریالی تشکیل شده به وجود می آورد اما یکی از آن قاتلان موفق می شود به دنیای واقعی وارد شود . . .
کيسي رايبک هم راه با برادرزاده اش سارا براي گذراندن تعطيلات سوار قطاري مي شوند که در مسير خود از دنور به لس آنجلس ، از راکي ماونتينز مي گذرد اما تراويس دين قطار را به گروگان مي گيرد و براي تحت کنترل گرفتن يکي از سلاح هاي فوق سري دولت قطار را تبديل به مقر فرماندهي خود مي کند .
آینده ای دور مگاسیتی یک منطقه ای است عظیم و نا امن که آن را قاضی درد با کمک چند دستیار اداره می کند یکی از جانیان محلی ریکو که قبلا درد او را به زندان انداخته فرار می کند و با هیئتی شبیه به درد دو نفر را به قتل می رساند به این ترتیب درد محاکمه و به زندان ابد محکوم می شود .
فيلم با لحظات فرود آپولو 11 بر ماه آغاز می شود و روايت بر مبنای شخصيت جيم لاول فضانورد معروف آمريكايی و فرمانده آپولو 13 شكل می گیریرد داستان ضمن روايت زندگی خانوادگی آنها از يک سو و مشكلات عظيمی كه در راه اين ماموريت پشت سر گذاشتند از سوی ديگر ادامه می يابد .
جان اسميت که هم راه با انگليسی ها برای تصرف مناطق بکر به ينگه دنيا آمده با دختری سرخ پوست به نام پوکاهونتاس آشنا می شود آن دو برخلاف تفاوت های فرهنگ و رسم و رسوم قبيله ای به يک ديگر دل می بندند . . .