دیوید و دایانا زن و شوهر جوانی هستند که دل باخته ی یکدیگر هستند و دچار مشکلات مالی شده اند این دو به امید به دست آوردن پولی که نیاز دارند به لاس وگاس می روند اما به مقصود خود نمی رسند تا این که با مرد میانسال باوقاری آشنا می شوند که نامش جان گیج است و به زوج جوان پیشنهاد عجیبی می کند که . . .
فیل ، گزارشگر هواشناسی تلویزیونی اهل فیلاد لفیا با نارضایتی به شهر کوچکی می رود تا مراسم سالانه ی روز معروف دوم فوریه را پوشش دهد صبح روز بعد از خواب بیدار می شود و در می یابد که بار دیگر دوم فوریه است این اتفاق مرتبا در روزهای بعد هم رخ می دهد .
داستان واقعی مقطعی از زندگی اسکار شیندلر سرمایه دار آلمانی در خلال جنگ جهانی دوم است اسکار شیندلر در ابتدا با استفاده از شرایطی که جنگ فراهم آورده بود یهودیان را به عنوان کارگر برای کارخانه اش انتخاب میکند تا پول کمتری برای استخدام کارگر داده باشد و درآمد بیشتری بدست آورد او نیز مانند سران حزب نازی فردی فرصت طلب و اهل عیش و نوش است او به طور پیوسته در تلاش است تا با سران نازی ارتباط برقرار کند تا در این شرایط بیشترین نفع را ببرد . . .
یک سال از ماجرای فیلم قبلی می گذرد این بار کوین در شهر نیویورک گم شده است و دو دزدی که سال پیش به خانه او آمده بودند هم از زندان گریخته و فاصله چندانی با کوین ندارند .
در قلب پایتخت کشور در یکی از محکمه های دولت ایالات متحده مردی هر کاری می کند تا شرفش را حفظ کند و مردی دیگر هر کاری می کند تا حقیقت را دریابد دانیل کافی وکیل تازه کار نیروی دریایی است و بایستی در دادگاه از دو سرباز نیروی دریایی دفاع کند آنها به قتل متهم هستند اما ادعا می کنند که به دستور فرمانده عمل کرده اند . . .
لس آنجلس فرانک فارمر محافظ سابق رئیس جمهور آمریکا محافظت از ریچل مارون خواننده / بازیگری سیاه پوست و بسیار محبوب را می پذیرد مارون ابتدا به فارمر توجه نشان نمی دهد اما پس از آن که شبی جانش را نجات می دهد همه چیز عوض می شود . . .
علاالدین یک پسر خیابانی بطور تصادفی شاهزاده یاسمین که به طور مخفیانه در شهر می گردد را ملاقات می کند آن ها عاشق یکدیگرند اما یاسمین فقط می تواند با یک شاهزاده ازدواج کند .
این فیلم سرگذشت مالکوم ایکس رهبر مشهور مسلمان سیاه پوستان آمریکایی را روایت می کند او در شش سالگی پدرش را از دست داد و درس و مدرسه را رها کرد او سرانجام هنگامی که برای فروختن یک ساعت دزدی به جواهرفروشی رفته بود به دام پلیس گرفتار شد و به ده سال حبس محکوم شد او در زندان به مطالعات مذهبی پرداخت و با دین اسلام آشنا شد . . .
رومانی سال 1462 سلحشوری به نام ولاد ، معروف به دراکولا از نبرد با سپاهیان ترک باز می گردد و می فهمد که همسرش الیزابتا ، به تصور مرگ او خود کشی کرده است دراکولا ایمانش را رها می کند و خون آشام می شود لندن ، 1897. جاناتان هارک به ترانسیلوانی اعزام می شود تا معامله ی املاکی در انگلستان را با کنت دراکولا به پایان برساند .