آیدین بازیگر بازنشسته ای است که حالا یک هتل کوچک در مرکز آناتولی را اداره می کند و روابطش با همسر جوانش نیهال بسیار خروشان و جنجالی شده است و خواهرش نِجلا هم در تلاطم طلاقی است که تازه پشت سر گذاشته .
ران بورگاندی یک گوینده تلویزیونی بسیار ماهر در دهه هفتاد در شهر سن دیگو است که همیشه بعنوان بهترین گزارشگر در شبکه تلویزیونی سن دیگو فعالیت کرده است اما زمانی که یک گزارشگر زن جوان از راه می رسد . . .
جی دختر نوجوانی است که مثل بسیاری دیگر از هم سن و سالانش درگیر کنجکاوی های دوران بلوغ می باشد و این کنجکاوی را با پسری به نام هیو به اشتراک می گذارد اما پس از این اتفاق جی همواره حضور یک نیروی ناشناس را در اطراف خود حس می کند که قصد آسیب رساندن به وی را دارد . . .
با توجه به معجزه ای که در مورد منقبض شدن تومور سرطانی هزل رخ داده و چند سال وقت برایش فراهم آورده او تاکنون در انتهای خط زندگیش بوده و منتظر آخرین ورق داستان زندگیش است اما یک برنامه ی پیچیده ای در گروه بچه های سرطانی سبب ورود پسری به اسم آگستیوس واترز می شود که باعث می شود زندگی هزل دوباره از نو نوشته شود . . .
مردی ارتشی که پس از یک سال مرخصی می گیرد نزد خانواده ی خود برمی گردد اما باز هم وظیفه ی خود را فراموش نمی کند و می خواهد جلوی عملیات تروریستی را نیز بگیرد . . .
یک سرباز که در نبرد با بیگانه های فضایی قرار دارد در می یابد که آخرین روز حضور او در جنگ مدام پشت سر هم تکرار می شود او از این مساله برای بهبود بخشیدن به مهارت هایش در جنگ بهره می برد . . .
بعد از یک آشنایی ناگهانی مرد و زن در یک رفت و آمد خانوادگی خودشان را شیفته ی یکدیگر می یابند و همچنین در این ماجرا بچه هایشان به یکدیگر وابسته می شوند ولی . . .